تبليغاتX
شکلات شور - مرگ خوب بد!







شکلات شور

سحر آمد ، شبم بگریخت

مرگ خوب بد!



«مرگ پایان کبوتر نیست....

...و همه می دانیم ریه های لذت پر اکسیژن مرگ

است...»

 

   برای اعلام انزجارم از وضع موجود خیلی حرفها

دارم که می دانم نگفتنش به ...

   خالی شده ایم و مدام آب است که می نوشیم

برای سیری و هیهات...

   برگ برنده ای نیست در قمار سیاست که رویش

کنی از بس همه دروغ حواله می کنند به هم...

   که رسانه ملیمان کسانی که آن (..........) را که

از موتورش برحسب اتفاق و پس از آن همه تهاجم

زمین افتاده است، می زنند را از درگاه خداوند _ که

بی شک ناظر بر همه چیز است_ می ترساند!!!

که« در پیشگاه خداوند چه خواهند کرد؟»!!!!!!!

   وای که شاخهایی بی مانند بر سرم سبز است

و دستم هنوز بوی یاس لباس «سید» می دهد!

   چند صباحیست نفهم شده ام و حرفهای(.....و

......و......و......و.....) را نمی گیرم.

   خودم را سانسور می کنم تا نکنند با من آن بد

مدعیان گردنکش گردن زن! و میخوانم دستی را

که نوازشش رهایم کند ازین طاعون...

 

   و...«مرگ» که وارونه تنها یک«زنجره» است...


     88.4.4  ساعت4 بعدازظهر...شیراز


+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 16:23 توسط شکلات شور |