
«تو مپندار
که من شعر به خود می گویم
تا که
هوشــــیارم و بیدار یکی دم نزنم»
بیستم مهرماه برای من شیرین روزیست...از برای تولد
یکتا شاعر
پارسیکه حافظ زمانه و عاشقانه های ماست.
که تمام عاشقان جوان از او خاطره هایی حیرت انگیز
دارند.که دلمان
هوایش می کند تند و تند.
اگر شما هم مثل من در شیرازید بشتابید برای دیدارش
به روز میلادش
وگرنه من حاضرم از طرف تمامی عاشقانش بر سر مزار
عطراگین او
بنشینم و یادتان کنم.اگرچه لذت به دیدار است...
و واقعا چه زیبا می گوید حضرتش که میخواهم که
بخوانید و بدانید.
***************************************************
حال دل با تـــو گفتنم هوس است
خبــــــر دل شنفتــنم هوس است
طــمع خــــام بین که قصـــه فاش
از رقیبــــــــان نهفتنم هوس است
وه که دردانــــــــــه ای چنین نازک
در شب تار سفتنـــم هوس است
ای صبــــا امشبم مـــــــدد فرمای
که سحرگه شکفتنم هوس است
از برای شــــرف به نوک مــــــــژه
خاک راه تو رفتنــــــم هوس است
همچـو «حـــافـظ» به رغم مدعیان
شعر رنـــــدانه گفتنم هوس است