تبليغاتX
شکلات شور







شکلات شور

سحر آمد ، شبم بگریخت

شعری از خودم(لرزش)


لرزش

 

تنم لرزید از بس خاطرات کاغذی را

زیر و رو کردم

صدایم

بی گمان بدتر

 

درون بغض خود یک چیز پیدا کردم و

اما

زبانم نیز می لرزد

 

وانگاری نگاهم لرزشی دارد

که آسان می تواند دیدش

 

نگو می رم

که قلبم نیز بی شک

سخت می لرزد...

 

                 (شیراز- 15اردیبهشت 87)

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 21:3 توسط شکلات شور |

روز شیرازه...مبــــــــــــــــــــــــــــــارک

 

حافظ

 

اینم حافظ واسه دوس جونم

 

تقدیم به هرچی عاشق حضرت حافظه...

اینم یه عکس از تو دل حافظـــیــــــــه...

دوس دارم همین حالا وضو بگیریم همه باهم

نیت کنیم و تفال بزنیم و ببینیم معجزه حضرت

حافظ یعنی چی؟؟؟

من الان میرم اونجا از طرف همه تون...جاتون خالی

آخه امروز روز شیرازه...بای بای

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:1 توسط شکلات شور |

من اومدم...چه اومدنی!!!

 

نوازشی آرام

سلام و صد سلام...بازم باید با این شکلات شور بسازین

چون دوباره اومدم...با یه سپید آروم و عاشقانه(داغ داغ)

اونم از خودم:

 

دستهایت را آرام

خواهم گرفت

بر گیسوان سیاهت دست نوازش خواهم کشید

چشمهایت

از آن من است

چه بخواهی...چه نخواهی

پس بیا ودر آغوشم

آرام گیر...

(منتظر کامنتهای زیباتون هستم)

 

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 19:5 توسط شکلات شور |