شکلات شور
صلت قصیده بودن تو مرا آواره آسمان کرد،غزل
ای پرنده مهاجر سفرت سلامت اما آخرش یه روزی هجرت در خونتو میکوبه میگذره روزای عمرت توی جاده های خلوت نمی دانم فیس بوک باعثش است یا فیلترشدن های همه چیزمان اما اینجا دیگر صفایی ندارد و من می گویم امروز: اینجا بدون من... /////////////// اضافه نوشت: دیروز یعنی 10اردیبهشت در یک تصادف وحشتناک فقط جون سالم به در بردم...انگار کلن قراره از دنیا هم برم سلام اومدم درباره یه فیلم بگم به نام خدمتکار دیشب این فیلم رو دیدم.با اینکه موضوع کلیشه ای سیاه و سفید و تقابل اون رو در دهه شصت آمریکا به تصویر می کشه اما به شدت متفاوته . یکی از جهت اینکه آدمهای این فیلم مالکوم ایکسهای غلو شده نیستند و دیگری رنگ و لعاب فرم فیلم هست که بدجوری همه جا مبهوتت می کنه.و چقدر تیت تیلور باهوش در این رنگ و لعاب تماشاچی رو غرق داستانی می کنه که اتفاقا در مورد رنگ ادمهاست. این بار منجی بودن یه سفیدپوست هم برعکس همه این دست فیلمها توی ذوق نمی زنه. اگر این فیلمو ندیدین توصیه می کنم ببینین.هم وقت طولانیش خسته تون نمی کنه هم اگر آدم احساسیی باشید مثل من قلقلک می شید تا یکم اشک هم بریزید.
به کجامیری عزیزم قفسه تموم دنیا
روی شاخه های دوری چه خوشی داره صبوری
وقتی خورشیدی نباشه تا همیشه سوت و کوری
میگذره روزای عمرت توی جاده های خلوت
تا بخوای بر گردی خونه گم میشی تو باغ غربت
واسه ما فرقی نداره هر جا باشیم شب نشینیم
دلخوشیم به این که شاید سحرو یه روز ببینیم
آخرش یه روزی هجرت در خونتو میکوبه
تازه اون لحظه میفهمی همه آسمون غروبه
تازه اون لحظه میفهمی همه آسمون غروبه
تا بخوای بر گردی خونه گم میشی تو باغ غربت
واسه ما فرقی نداره هر جا باشیم شب نشینیم
دلخوشیم به این که شاید سحرو یه روز ببینیم
آخرش یه روزی هجرت در خونتو میکوبه
تازه اون لحظه میفهمی همه آسمون غروبه
| Design By : Night Melody |



